... صفحه در حال بارگذاري مي باشد

   Persian Ebook Search Engine

جستجوي کتاب :  

E-mail | تماس با ما | صفحه اصلي  

 
 شناسنامه كتاب  

      دريافت

 

عنوان اثرمیرا

موضوعرمان

نويسنده  :  کریستوفر فرانک

مترجم     :  لیلی گلستان

فرمت      :  Adobe Acrobat Reader .PDF

معرف      :  طه کامکار

تاريخ درج   :  27/03/1387

مشاهده    :  967

توضيحات :  ولتر، وقتی که می‌خواهد مسخره‌بازی‌ها و عیب‌های جامعه‌ی روزگارش را به صورت تازه‌ای نشان دهد، این‌ها را از چشم و دید فرز و تازه‌ی یک آدم زرک یا یک وحشی به ما می‌نمایاند. به این ترتیب، نقطه‌نظری که به کار می‌برد، نقطه‌نظر آدمی است که با دنیایی که وصف می‌کند، بیگانه است. نقطه‌نظر شاهدی است که بیرون از مجموعه‌ای که ترسیم می‌کند، ایستاده است. لطف داستان از شگفت‌زدگی‌های این شاهد به وجود می‌آید، که هم ساده‌لوح است و هم تیزبین و همچنین از آشنا شدن با چیزهایی که برای ما خوانندگان عادی است و برای او بهت‌آور. ما ناگهان متوجه می‌شویم که اخلاق و روحیاتمان، برای کسی که با دیدی تازه و ناآشنا به ‌آن‌ها نگاه کند، مغشوش و بی‌منطق به نظر می‌آیند. همه‌ی قصه‌های فلسفی قرن هیجدهم و همه‌ی قصه‌های پیش‌گویانه‌ی نوین، مانند داستان‌های علمی ـ تخیلی، که اصل و نسبشان به قصه‌ی «میکرومگا»ی معروف ولتر می‌رسند، از این شگرد طنز و انتقاد استفاده کرده‌اند. یک شگرد معکوس دیگری هم وجود دارد که در آن قصه‌گو شاهدی نیست که از بیرون صحنه را تماشا می‌کند. بل‌که کسی است که خود جزء قصه است و جز آن چیز دیگری نمی‌شناسد. آن‌چه برای او آشنا و عادی و طبیعی است، برای ما خوانندگان، غیرعادی و یا حتا کج‌وکوله و بی‌قواره جلوه می‌کند. امّا مشکل این‌جا است که گوینده‌ی قصه با مجموعه‌ای که وصف می‌کند، آشنا و سازگار است (چون اگر نمی‌بود، آن را کاملاً قبول نداشت و چیزی برای گفتن نمی‌داشت) و باید با آن دربیافتد. پس گوینده، در حالی که باید این مجموعه را عادی بداند (چون هیچ معیار و مقیاسی غیر از آن ندارد و به هیچ دستگاه و مجموعه‌ی دیگری آشنا نیست) در این مجموعه راحت جا نیافتاده است و آرام نیست. نقطه‌نظر چنین قصه‌گویی، نقطه‌نظر یک وحشی ساده‌لوح مبهوت و شوخ و نیش‌زننده نیست. بل‌که نقطه‌نظر یک متمدن شرور است در جست‌وجوی مایه‌های درد و ناخوشی وجود؛ یعنی در حقیقت شخصیتی کاملاً مربوط به روزگار نو ما. نویسنده‌ی میرا، این نقطه‌نظر دوم را برگزیده است که ظریف‌تر است و به راه خطا نرفتن در آن، دشوارتر. از همان صفحه‌ی اوّل، ما را در میان صحنه‌ای می‌گذارد که هم دلهره‌آور است و هم آشنا: «در دشت به دنیا آمدم و غیر از آن چیزی نمی‌شناسم. ما در مربع 837 ـ 333 ـ 4 شرق زندگی می‌کنیم. ما یک خانه‌ی معمولی داریم، با دیوارهای شفاف...» چنین منظره‌ای را خوب می‌شود شناخت: مربع‌‌های شماره‌دار روی نقشه، که هر کدامشان ده کیلومتر مربع مساحت دارند، و واحدهای مسکونی که ما با آن آشناییم ـ این محله‌های پراکنده در اطراف شهر که آدم‌ها را در ‌آن‌ها چپانده‌اند و کم‌کم همه‌ی سطح مسکونی کره‌ی زمین را خواهد پوشاند ـ و این وضع دلهره‌انگیزی است، چرا که انواع دل‌زدگی‌ها و تنهایی‌ها و حتا دهشت‌هایی که هم امروز در این محله دیده می‌شود، ناگهان وسعت می‌گیرند و ابعاد قطعی خود را پیدا می‌کنند. آن سرزمین‌های خیالی که داستان‌نویسان آینده‌نگر ما وصف می‌کنند، یک مدینه‌ی فاضله‌ی شاد نیست. بل‌که یک اردگاه و نوعی زندان است. آینده را همچنان روزگار و دنیای ظلم و وحشت می‌انگارند. به چه علت؟ به این علت ساده که این دنیا هم‌اکنون نیز شروع شده است. ما هم‌اکنون در آن داریم زندگی می‌کنیم. نویسنده‌ی میرا، در جامعه‌های امروز ما، چه در شرق و چه در غرب، به چیزی که تهدیدکننده‌ترین چیزهاست نگاهی افکنده است. او هم به نوبه‌ی خود، مانند ‌آن‌هایی که پیش از او بوده‌اند، ملتفت شده است که شرق و غرب به هم شباهت دارند ـ خیلی ـ هرچند که ‌آن‌ها را دو نقطه‌ی متقاطر ایدئولوژیکی می‌پندارند؛ همچنان که دو نقطه‌ی متقاطر جغرافیایی هستند. چه این‌جا و چه آن‌جا، یک روش اخلاقی واحد بر زندگی شهروندان حاکم است ـ روش خنده‌ی ابدی، خوش‌بینی رسمی، و عدم تشخصی که دل‌گرم‌کننده است: «مدام لبخند می‌زند پش از مرگ بوئینه، طبق رسم جاری، خیلی لبخند می‌زند...» (این خنده، اساساً یکی از دهشتناک‌ترین مایه‌های مکرر این کتاب است.) آمریکای جانسون و چین مائو، مشکل واحد سرنوشت ما را ترسیم می‌کنند. خانه‌های شفاف نشانه‌ی آن است که دیگر رازی یا ماجرایی خصوصی وجود ندارد و هر چیز باید در پیش چشم و با اطلاع همه صورت بگیرد. این نکته که پدر و مادرها را وقتی که دیگر نتوانند بچه درست کنند می‌کُشند، اشاره‌ای است به «آیین جوانی» که در میان ملت‌های پیش‌افتاده‌تر، خواه سرمایه‌دار، خواه سوسیالیست، و خواه کمونیست، رواج دارد. (هم امروز در ایالات متحد آمریکا آدم دیگر در کوچه‌ها پیرها را نمی‌بیند. چه بر سرشان آورده‌اند؟) وقتی رفیق کردن‌ها و رسم رفاقت را که به حد یک شریعت و دستور مذهبی رسانده‌اند، همان «با هم باشیم » و «با هم بودن»ی است که در آمریکا رسم شده است... من از ابتدای میرا متوجه می‌شوم که نویسنده با چه استادی، به کمک جزئیاتی که آگاهانه انتخاب کرده و به کار برده است، دارد اشاره می‌کند که کابوس دیوان‌سالاری مورد اشاره‌اش، هم‌اکنون گریبان‌گیر ما شده است. برای تأکید بر جنبه‌هایی از کابوس، نویسنده مشخصاتی را به دست ما می‌دهد که گویی از قصه‌های خیالی دهشتناکی که استاد بزرگ این سبک، ادگار آلن‌پو، نوشته است به عاریت گرفته است. مثلاً این یکی: «چیزی، مثل لکه‌ای زرد رنگ، روی سقف ترکید، لکه‌ی تپنده‌ای با دست و پاهایی آب‌گونه که از چرخیدن به دور من وا نمی‌ماند. بالأخره صدای پایی شنیده شد؛ صدای پای مردی که بدون توقف به من نزدیک می‌شد، امّا هرگز به بالینم نمی‌رسید...» از این پاهایی که پیوسته پیش می‌آیند و هرگز نمی‌رسند، به راحتی می‌شود نویسنده‌ای را شناخت که اگر می‌خواست، می‌توانست استاد داستان‌های ترسناک بشود. و من در همه‌ی ادبیات آینده‌نگر و پیشوگویانه، چیزی غریب‌تر و مؤثرتر از گفت‌وگوی میان قهرمان داستان و موجودی خیالی نیمه‌انسان و نیمه‌جنینی که فرمان‌روای کل شهر است، نمی‌شناسم. از این حس وحشت نمی‌توان حس طنز سیاه را جدا کرد. زیرا این دو، با ربط‌های روان‌شناختی به هم چسبیده‌اند. اگر در یک رمان پیش‌گویانه یا علمی ـ تخیلی از این شوخی‌های کمی شوم و همیشه خشن اثری نباشد، آن رمان، رمان خوبی نیست. از میان انواع طنزهای سیاه که می‌شناسیم، از زمان سورئالیسم به این‌سو، نویسنده‌ی میرا کلاسیک‌ترینشان را انتخاب کرده است که قوی‌ترین و کاراترینشان هم هست و آن طنز «سویفت swift» است؛ یعنی چیزی را که غیرعادی‌ترین چیزها است، عادی‌ترین چیزها وانمود کنیم. چیزی را که جرم است، عدالت بشماریم و آن‌چه را که دیوآسا است، اطمینان‌بخش بخوانیم. نمونه‌ای که آورده‌ام: «ما یک خانه‌ی معمولی داریم، با دیوارهای شفاف...» که از همان سطرهای اوّل، اوّلین زنگ این طنز را به صدا در می‌آورد. نمونه‌ی دیگر (از زبان یکی از مردم نمونه‌ی شهر که دارد برای قصه‌گو حرف می‌زند تا او را به سر عقل بیاورد): «من شما را دوست دارم. من باید شما را دوست بدارم، پس شما را دوست دارم. شما انسان هستید، پس من شما را دوست دارم. من همه‌ی انسان‌ها را، هر طور که باشند، دوست دارم...» و به‌خصوص به این نمونه که به نظر من خیلی شبیه کارهای «سویفت» است، در آخرین سفرهای گالیور: «در مدرسه، از اوّل می‌خواستم به‌تر از دیگران کار کنم. به رتبت پناه می‌بدرم که بزرگ‌ترین گناه دنیا است... در سال دوم تحصیل به خاطر این که سه بار پشت سر هم در یک ماده شاگرد اوّل شده بودم، تنبیه شدم. به «شورای رفاقت» احضار شدم و از من خواستند که علت رفتارم را توضیح بدهم...» همچنان که پیش از این گفتم، دست‌کم تا آن‌جا که می‌دانم، در میان ادبیات پیش‌گویانه و آینده‌نگرانه‌ی هیچ‌کجا، دیده نمی‌شود که از آرمان‌های زندگی دسته‌جمعی ستایش شود و این خود نکته‌ای در خور دقت است. در واقع تعادل و سعادت جوامع ابتدایی، مثلاً بر پایه‌ی حس تعلق به دسته و فرو رفتن در زندگی حمعی است. به گفته‌ی مردم‌شناسان، قسمت عمده‌ی دردسرها و اختلال‌های جوامع کم‌رشدی که در راه رهایی خود هستند، مربوط می‌شود به ویرانی بناهای عادی آن جوامع، که همه ضد فرد هستند. یک ده‌نشین آفریقایی در قدیم، کوچک‌ترین علاقه‌ای نداشت که خود را از برادرانش متمایز سازد. اگر اتفاقی می‌افتاد که او را انگشت‌نما می‌کرد، او سخت ناراحت و تیره‌روز می‌شد. امّا امروز، وقتی آفریقایی‌ها از قبیله و ایلشان جدا می‌شوند، از وضع و قالبی که به آن عادت دارند بیرون می‌آیند و به آسانی شکار بیماری‌های عصبی می‌شوند، آزادی و خودمختاری فردی، سرچشمه‌ی دلهره و سرگیجه می‌شود. انسان ابتدایی ترجیح می‌دهد که جامعه برایش فکر کند و تصمیم بگیرد. در غرب، برعکس، اخلاقی که از دوره‌ی رنسانس به این‌طرف حکومت می‌کند، اخلاقی است پرومته‌ای؛ اخلاق انسان خاص، انسانی که در برابر دنیا و خدایان تنها است و ضد ‌آن‌ها است. همین اخلاق است که در اروپا و آمریکا بر ادبیات پیش‌نگرانه سایه افکنده است و در آن، آدمی همیشه در برخورد با قانون و سنت‌ها و دسته و دولت، قادر مطلق است و می‌داند که نجاتش بستگی دارد به پیروزی نهایی فردگرا نویسنده‌ی میرا، از این قاعده مستثنی نیست. قهرمان این داستان، با اختصار و ایجازی چشم‌گیر، می‌گوید: «کفر سینه‌هایمان را پر می‌کرد.» حدس می‌زند که «میرا» او را دوست دارد، زیرا زن، او را متمایز از دیگران یافته است. «وقتی دانست که می‌خواهم آن را بنویسم، فهمید که چرا مرا برای خودش می‌خواهد.» امّا این را نیز باید حدس زد. گوینده‌ی داستان، خودش را از دیگران متفاوت می‌داند. امّا ماهیت این تفاوت را دقیقاً نمی‌شناسد. اسمش را نمی‌گوید. نمی‌گوید که من یک «فرد»م. گاهی خودش را گناه‌کار و گاهی بیمار می‌داند. هرگز از تضاد میان اخلاقیات جمع و خواسته‌های فرد سخنی نمی‌راند. عصیان قهرمانانش را از راه عقاید نمی‌نمایاند، بل‌که از راه «حس»ها نشان می‌دهد. چیزی را که به ما نشان می‌دهد، یک برخورد عقاید نیست. بل‌که تنوع «حس»ها است. به هر حال، قهرمانش هیچ‌گونه نظریه‌ای درباره‌ی عصیان خود ندارد. فقط حس می‌کند که حاجت دارد به این که تصحیحش کنند. به طور خلاصه، نویسنده کاری می‌کند که خواننده با زندگی داخلی کسی که اقلاً می‌داند دارای یک زندگی داخلی است، تماس پیدا کند. به همین جهت است که میرا، برای من یک روایت کاملاً نو است. یعنی در آن، خواننده را به جایی می‌کشاند که خود را مصادف با ذهنیت گوینده بیابد. در حالی که با او یکی نمی‌شود و فاصله‌اش را حفظ می‌کند. البته این روش، پیش از این هم به کار رفته بوده است. امّا در این گزارش، قوت و کمالی استثنایی پیدا می‌کند. دیدیم که آدم، خود را به صورت یک فرد مشخص و منفرد نمی‌شناسد و نمی‌خواهد، مگر به یاری عشق. خودمختاری فردی و عشق به هم پیوسته‌اند و از یکی به دیگری نمی‌توان گذر کرد. یعنی که جز در عشق نمی‌توان وجود داشت و نمی‌توان عاشق بود، مگر این که وجود داشت. در جهانی که شباهت به زندان دارد، نجات و رهایی، چهره‌ی عشق را دارد. امّا این چهره ترسناک است؛ مانند چهره‌ی هلن تروا. زیرا عشق، مکان همه‌ی خطرها است. عشق، هم نقطه‌ی زندگی و هم نقطه‌ی مرک، هر دو را در خود دارد. گوینده‌ی قصه این را نشان می‌دهد. در اوایل کتاب می‌گوید: «از میرا می‌ترسم، نمی‌دانم چرا.» حق هم دارد. زیرا این زن جوان که اسم بامسمایی هم دارد، سبب مرگ او خواهد شد. زیرا در دنیایی که روح فردی را قبول ندارند، عشق انتخاب شده، عشقی که دو موجود آزاد را به هم می‌رساند و ‌آن‌ها را از گله جدا می‌کند، خود جنایتی عظیم است که باید به اشد مجازات، جزا ببیند. ولی آیا لازم است که برای مرگبار کردن عشق، از قوانین یک جامعه‌ی زورگو کمک گرفت؟ اسطوره‌ای که ریشه‌ای عمیق در تاریخ بشری دارد، مقرر می‌دارد که آری. در این داستان، گذشته از گزارش آینده‌نگری که به رنگ طنز آمیخته است، نظر من همچنین دوخخته می‌شود به زیبایی‌های یک قصه‌ی استعاری. یعنی که فضیلت اصلی این داستان، شاعرانه بودن آن است. می‌شود به راحتی حدس زد که زوج «عشق ـ آزادی»، می‌خواهد با یک اصل دیگر کامل شود تا این مثلث ابدی را که این‌همه مورد ستایش شاعران، خاصه سورئالیست‌ها، بوده است به وجود بیاورد و این اصل سوم، عیناً همان خود شعر است. یکی از زیباترین ابداعات (هرچند وحشتناک نیز) این داستان، نقابی است که به زور بر چهره‌ی «اصلاح‌شدگان»، یعنی شورشی‌های سابق می‌گذارند و این به وسیله‌ی جراحی پلاستیک و روان‌شناسی صورت می‌گیرد، تا ‌آن‌ها را به اطاعت و اهلی شدن بکشانند: «تویا یک ماه بعد بازگشت، در حالی که نقاب لبخند بر چهره داشت. برداشتن نقاب برایش ناممکن بود. چون جزیی از صورتش شده بود. مثل این بود که به صورتش جوش خورده بود. لاستیک به مرور زمان در پوستش چنان نفوذ می‌کرد که به زودی پوست و نقاب یکی می‌شدند...» و در صفحه‌ی آخر، درست پیش از مرگ دو قهرمان: «نقاب‌هایمان را تکه‌تکه کندیم. بدون گفته‌ای. خون از گونه‌ها و پیشانی برهنه شده‌مان می‌ریخت. با وجود دردی که نفسمان را بریده بود و ناله‌مان را درآورده بود، لبخند همیشگی‌مان عاقبت ناپدید شد و پس از چند ساعت، چهره‌ی پیشینی‌مان ظاهر گشت. آن‌گاه لب‌هایمان به هم پیوستند.» مایه‌های مکرر دیگری که نویسنده با ظرافت به کارشان می‌برد: موهای میرا که مانند «زلف» در شعرهای مالارمه جنبه‌ی محرک دارند. همین‌طور که من میرا را می‌خواندم و پیش می‌رفتم، هم در داستان و هم در نحوه‌ی بیان آن دقت می‌کردم و وقتی می‌دیدم که این جزئیات بامعنی با چه قدرتی، و با چه آهنگ حساب‌شده‌ای، و با چه دانش و آگاهی استواری ـ که نزد نویسندگان جوان امروز نایاب است ـ در جای خود قرار داده شده‌اند، به یک لذت واقعی حرفه‌ای می‌رسیدم. این کتابی است هوش‌مندانه که خوب نوشته است. من خوش‌حالم که بر نخستین رمان (بگذارید بالأخره نویسنده را با نام خودش خطاب کنیم) کریستوفر فرانک، مقدمه بنویسم؛ نویسنده‌ای که از همان ضربهی اوّل، چنان نیرومند است که نمی‌توان او را با هیچ نویسنده‌ی دیگری قیاس کرد. ژان ـ لویی کورتیس

نظرات شما در مورد اين اثر  :   1

 

اطلاعات بيشتر درباره اين اثر در وب ...

 آیا این لینک خراب است و كتاب در دسترس نيست؟

 
 آثار ديگر  کریستوفر فرانک  
 میرا -  رمان  میرا -  رمان
 
 كتاب هاي مرتبط  
 میرا -  رمان  میرا -  رمان
 
 اطلاعات بيشتر  
  
 تبليغات 

آموزش زبان هاي خارجي

بسته هاي آموزشي زبان  شامل مکالمه و درک مطلب و گرامر و ..

زبان انگليسي و لغتنامه ها

 آلماني و ايتاليايي و  اسپانيايي و

 فرانسوي و عربي و  ژاپني

چند زبانه و آموزش ساير زبان ها

نرم افزار هاي آموزش کامپيوتر

آموزش انيميشن و طراحي

نرم افزار هاي آموزش کامپيوتر

آموزش نرم افزار هاي آفيس

آموزش نرم افزار هاي کاربردي

آموزش ميکس و منتاژ فيلم

نرم افزار هاي اموزش هک و کرک و بوت و ...

نرم افزار هاي رشته هاي تخصصي 

عمران و معماري

مکانيک و ساختمان

برق و الکترونيک

 

برنامه نويسي

حسابداري و امبار داري

نرم افزار هاي تخصصي رشته پزشکي





 

تمامي حقوق متعلق به سايت قفسه مي‌باشد